الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

364

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

ستيزش را به روى من كشيده و خنجر كين خود را تيز كرده و نيزه و سنانش را به جانب من روان كرده است و چشمانش از مراقبت من به خواب نرفته و در دل مىخواست مرا هدف شكنجه خود قرار دهد و زهر كشندهء خود را بر من بچشاند و تو اى خدا از راه تفضّل به ناتوانى من ، از تحمّل بار گران ستمهاى دشمن ، نگريستى و مرا از غلبهء بر آن كسى كه با من در ستيز است عاجز يافتى و ديدى در برابر نيروهاى زياد دشمن كمين كرده ، من تنهايم و فكر و تدبير من در مقابل آنها به جايى نمىرسد ، پس تو با لطف و قدرت بىپايانت مرا يارى كردى و در برابر دشمن پشت مرا محكم نمودى و تيغ تيز دشمن را بر ضدّ من كند ساختى و او را با آن همه سپاه تنها گذاردى و مرا بر او برترى بخشيدى و مكر و حيلهء او را دربارهء من ، به خودش بازگرداندى ، بازهم آتش كين او بر من خاموش نشد و شرارهء خشمش فرو ننشست ، و كينهء باطنيش آرام نگرفت ، در حالى كه سپاهش بر غنيمتى دست نيافت و به پشت سر خود بازگشت ، ( 1 ) خداوندا چه بسيار ستمگرانى كه با نقشه‌هاى شيطانى خود در صدد آزار من برآمده و دامهايى براى شكار كردن من گسترده و براى دست يافتن به من مراقبان خويش را برانگيخت و چون درنده‌اى كه در كمين شكار خود است در كمين من نشست تا مرا به درد و براى فريفتن من سيماى بشّاش نشان داد ، و در دل با خشم و كين به من نگريست ، اما تو اى خداى تبارك و تعالى چون بد باطنى و زشتى نيّت او را ديدى ، از مغز سر به چاه هلاكت افكندى و به گودال عميقش سرنگون كردى و با خوارى و ذلّت در داخل تارهاى مكر و حيله‌اى كه انتظار داشت مرا گرفتار ببيند ، خود اسير و گرفتار آمد ، و اگر لطف تو شامل حالم نمىشد نزديك بود آن بلايى كه به وى رسد بر من وارد شود ، و چه بسيار حسودانى كه از شدت كينهء قلبى حسدش را بر من آشكار كرد ، و غضبش نسبت به من به جوش آمد و زبانش مانند تير زهرآلوده مرا هدف بدگويى و زخم زبان مىكرد و با گوشهء چشم خشم‌آلوده